مؤلف مجهول
مقدمه 41
تفسير قرآن پاك ( فارسى )
از يك ترجمهء كهن قرآن مجيد نقل مىكنم : « أَ تُرِيدُونَ * : ا مىخواهيد اى مؤمنان بر راه راست آريد آن را كى گمراه گردانيد خداى عز و جل » . « أَ تُرِيدُونَ * : ا مىخواهيد اى مؤمنان كه باشد مر خداى را تعلى بر عقوبت كردن شما حجتى پيدايى » ( گ 67 الف ) . « أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ * : ا نگاه نكنى كه انانك مىپندارند كه ايشان بگرويدهاند بدانچ فرو فرستاده شده است و بدانچ فرو فرستاده نشد پيش از تو » . « أَ يَبْتَغُونَ عِنْدَهُمُ الْعِزَّةَ : ا مىجويند از نزديك جهودان عزت و نصرت » . « هَلْ أَتَّبِعُكَ : ا دستورى دهى پسروى كنم ترا . أَ وَ لَمْ يَرَوْا أَنَّ اللَّهَ الَّذِي * ا نمىبينند كى خداى تعالى آن خدايست كه بيافريد آسمانها و زمين » ( ورق 192 ب ) . همى : « و چنان نمود كى از آبخانه همى بيرون آيد » ( ص 34 ) ؛ « اما اندر كودكى اندر خانهء تو بت نپرستيدندى و اكنون همى بت پرستند » ( ص 36 ) ؛ « آوازى به گوش او آمد ندانست از كجا همى آيد » ( ص 74 ) ؛ « آوازدهنده گفت بر اثر من همى آى ، بران اثر همى شد » ( ص 74 ) ؛ « پس همى شبى از شبها » ( ص 1 ) ؛ « بر سر منبر خلق را علم همى گفت » ( ص 38 ) ؛ « گفت با ما بچه چيز اندر مناظره همى كنيد » ( ص 82 ) ؛ « هربارى كى با اين جهودان و ترساآن عهدى و پيمانى بسته آيد كى تا بگروند بدين پيغامبر آخر الزمان همى گروهى ازيشان آن فرمان را بجاى مانند و آن پيمان را شكنند » ( ص 32 ) . مى با فعل ماضى : « خود را مىنشناخت » ( ص 38 ) ؛ « خلق را مى خطبه كرد » ( ص 38 ) . مى با فعل مضارع : « گفتند كى گاو بده دينار مى كم ندهد » ( ص 4 ) ؛ « تو مردگان تازه را مى زنده كنى » ( ص 21 ) ؛ « يا گداى خود را بسليمن مانند مىكنى و بنام سليمان مى گدايى كنى » ( ص 38 ) ؛ « چيست اهل دين خود را مى باز خريد » ( ص 19 ) ؛ « بدان كى شفاعت تو از ما مى روا نشود » ( ص 84 ) ؛ « اندر دل